شرمنده تونیم شهدا"، قافیه شد تو شعر ما
ردیف شعرمون همش" "چیکار کردیم بعد شما؟!"
هرچی شما خاکی بودین، ساده و افلاکی بودین
دادیم شمارو بِکِشَن، با قُپِّهها، درجهها
کوچیک بودیدم، حقیر بودیم، دادیم بزرگتون کنن
عکساتونو چاپ بزنن، رو پسترا و بنرا
این چاه اگه آبم داره، واسهی ما خوب نون داره
چوب حراجتون زدیم، تو میدونا، خیابونا
آی خونهدار و بچهدار، زنبیل و بردار و بیار
پلاک و استخوان داریم، تحفهی راه کربلا
پلاک و استخوان داریم، یک عالمه جوون داریم
شهری تو آسمون داریم، پاشین بیاین دُکّونِ ما
گردنمون که کج میشه، غرورمون فلج میشه
کی میدونه راست یا دروغ؟ شرمنده تونیم شهدا
گاهی یکسال آزگار، سراغتون نمیآییم
گاهی میگیم مارش بزنن، با تاج گل مییایم ادا
چندوقت یکبار لباستون، تو تنمون زار میزنه
وبال چفیتون میشیم، همایشا، نمایشا
جنگل مولایی شده، شهرمون از دوز و دغل
هرکی به فکر خودشه، سوارهها، پیادهها
چیکار کردیم بعد شما؟، به عقل جِنَّم نمي[آ]مد!
سکه زدیم به نامتون، اما تو بازار رِبا
خلوص نیت نداریم، ما حاج همت نداریم
همش داریم بیرون میدیم، فوق لیسانس و دکترا
دکترامو میگن شما، بچهرو دِپرس میکنید
دادیم که حذفتون کنن، از قصهها، سانسورچیا
بچههامون بچههاتون، بنگی شدن، رنگی شدن
رومی شدن زنگی شدن، شرمندهایم رومون سیا
من چیبگم آخر شعر، جون و دلم آتیش گرفت
شهید کشی بسه دیگه، جون امام وشهدا

یکی از دوستام که دیده بوده از شهدا نوشتم و آهنگ بلاگم رو عوض کردم بهم گفته بود: چی شده که اینطوری شده و خلاصه مضمون حرفش این بود که رفتم تو خط رهبری و جناح راست و اینا...
من که اصلا نمی دونم جناح راست و چپ چیه
٬ اصلا به من چه که بدونم!!! سیاسی هم نیستم اینم که از شهدا دو تا مطلب گذاشتم و آهنگ بلاگم هم با این مضمونه واسه اینه که اونارو دوست دارم و کارشون ارزشمند بوده . همین و دیگر هیچ!!!
وگرنه سیاست همش نون دونی و بسیار کثیف و تنها چیزی که نداره اسلامه!!!
خلاصه ما وابسته به هیچ جناحی نیستیم٬ جز اسلام ناب که این دوره زمونه پیدا نمیشه. تو اگه رسیده ای ما رو خبر کن
.